کد خبر:8052
پ
خاطرات عروسی

گم شدن شناسنامه در روز آزمایش

دقت کردید هر وقت به چیزی احتیاج داریم اون وسیله هر کاری می کنه تا پیدا نشه و مارو اذیت کنه حالا فرض کنید شناسنامه تون روز ازمایش قبل ازدواج به دلیل نامعلومی گم بشه. دیروز صبح قرار بود بریم آزمایش بدیم و شب بله برون باشه و یکشنبه عقد کنیم.شب قبلش شناسنامه و کارت […]

دقت کردید هر وقت به چیزی احتیاج داریم اون وسیله هر کاری می کنه تا پیدا نشه و مارو اذیت کنه حالا فرض کنید شناسنامه تون روز ازمایش قبل ازدواج به دلیل نامعلومی گم بشه.

دیروز صبح قرار بود بریم آزمایش بدیم و شب بله برون باشه و یکشنبه عقد کنیم.شب قبلش شناسنامه و کارت ملیمو دادم به نرگس که قرارشد صبح بابای رضا با عاقد تماس بگیرن و بریم برگه برای آزمایش بگیریم صبح رضا اس زد شناسنامش گم شد .

 

 

 

 

 

 

 

خدایی اصلا انتظار نداشتیم خونه رضا اینا همه تا غروب مشغول گشتن بودن و هرچی میگشتن کشف نمیشد مونده بودیم چیکار کنیم من کلافه رضا اینا کلافه خلاصه کلی نذر و نیاز و توسل به ائمه (ع) بالاخره من با خواهری رفته بودیم کرم پودر بگیریم دم مغازه رضا اس زد پیدا شد من از ذوقم بلند گفتم رضا پیدا شدوای اگه پیدا نمیشد هیچی خلاصه با مامان و باباو خواهری رفتیم سرخاک پدر بزرگای من و رضا و من یکم گریه کردم چون واقعا جاشون خالی بودبعد رفتیم خونه مامانی آخه اونجا بزرگه و جمعیت ماشالا زیاد بود و صبح همه جارو مرتب کرده بودیم فقط میوه و شیرینی و چاییو آماده کردیم و مهمونا از ۹ شروع کردن به اومدن و رضا اینا ۱۰ تقریبا اومدن و عمه هاش که واقعا خیلی ماهن زن عمو کوچیکشم که نگو.عزیزش که خیلی مهربونن.مامان و بابا و خواهرا هم که جای خود دارن و خیلی ماهن.دختر عموهای رضا که ۳تا خواهرن هم بودن اونام فرشتن بقیه هم خوبن رضام که دیگه زندگی منهوای وقتی همه نشستن چشمتون روز بد نبینه چایی آوردم پاهام میلرزید از استرس به رضا که رسید چایی تموم شددوباره رفتم چایی آوردم از رضا شروع کردم تعارف کردن و دیگه تموم شد نشستم کنار عمه رضا دیگه بحث به مهریه رسید و طبق توافق دو خانواده یه قطعه زمین و ۲۸ تا سکه و یه سفر حج مهریه شد و قرارشد محضری عقد کنیم و بعد سالگرد باباحاجی عروسی بعد رمضان تو دفتر بله برون نوشت و داد من و رضا و خانواده ها امضا کردن بعدش حمیده دختر خاله رضا صدامون کرد و من و رضا نشستیم کنار هم و بقیه اومدن و عکس انداختیم و بعدشم که همگی رفتن و تا همه چیو جمع و جور کردیم و برگشتیم خونه و خوابیدیم ۲شدخلاصه فردا میریم آزمایش میدیم و عصر هم میریم حلقه میگیریم و فرداشم میریم عقد میکنیم ایشالا

 

امیدوارم همه جوونا خوشبخت بشن و عاقبت بخیر

منبع
دوشیزه

This site is protected by wp-copyrightpro.com