کد خبر:8158
پ
دانستی ها

معرفی

در شهرما (تهران) و مطمئنا خیلی از شهرها شروع مراسم بایک تلفن آغاز میشه!! برای مثال بعداز ظهر تازه از خواب پاشدی یهو یکی زنگ میزنه! … : سلام , احوال شما؟! خوب هستین؟! — : سلام ,ممنون بفرمایین ؟! … : برای امر خیر مزاحم شدم , حاج خانوم هستن؟!         […]

در شهرما (تهران) و مطمئنا خیلی از شهرها شروع مراسم بایک تلفن آغاز میشه!!

برای مثال بعداز ظهر تازه از خواب پاشدی یهو یکی زنگ میزنه!

… : سلام , احوال شما؟! خوب هستین؟!

— : سلام ,ممنون بفرمایین ؟!

… : برای امر خیر مزاحم شدم , حاج خانوم هستن؟!

 

 

 

 

 

خلاصه … در طی این تماس فقط سوال پرسیده میشه… کی هستین ؟ کجا هستین؟ چندتا هستین؟ سن و شغل و قد و وزن ؟ …؟

و مهمترین سوالی که مادر عروس از اول تا آخر میپرسه: خوب حاج خانوم نگفتین کی معرفی کرده ما را ؟!

این مرحله همونجا خرجی نداره! البته آخر ماه قبضش میاد!

حالا جالبه این شماره ها از طرق مختلف به دست میاد:

از طریق خود عروس (ایستگاه اتوبوس , تاکسی ,مترو یا مدرسه , دانشگاه , آموزشگاه یا آرایشگاه , استخر وووووو…)

یا از طرف اطرافیان ( مجالس عزاداری و مولودیه امامان , مجالس عروسی و عزاداری عزیزان , دوره های قرآن و …..)

یا مادر نگران شماره ی منزل و مشخصات عروس را به مساجد و خان باجی های آشنا و دور بدهند تا مگه ایشالا فرجی بشه ( البته این مورد برای بانوان ترشی انداخته و بالای ۴۰است!)

مرحله ی دوم:

در طی تماس تلفنی مذکور اگه مادر عروس رضایت بده و نگه دختر ما هنوز داره درس میخونه و قصد ازدواج نداره! (عروس = ) تاریخی مشخص میشه تا مادر آقاداماد به همراه دختر و مادرشون با یک عدد جعبه شیرینی برن و عروس و خانوادش را زیارت کنن …

تا رسیدن اون روز کار خانواده ی عروس خیلی سختر از خانواده ی داماده!!! چرا ؟! چونکه …

از بالا تا پایین خونه شسته میشه! تا پایه ی مبل و صندلی استریل میشه! اگه ظرف مناسبی در حال حاضر ندارند , خریداری میشه! از انواع شیرینی و میوه خریداری میشه! و خلاصه مادر عروس تازه به فکر این افتاده تا آداب پذیرایی رابه عروس یاد بده! ( چون بعضی از دختران عزیز هنوز نمی دونن وقت پذیرای باید ترتیب را رعایت کنند! مثلا اول چایی و شیرینی بعدا میوه! نه اینکه اول شکلات میگیره بلافاصله میوه بعد شیرینی و آخر چایی! و یا اینکه هنوز داره چایی میخوره, آبمیوه تعارف میکنه!!!)

و خود عروس هم که از ۳روز قبل میره اعتکاف تو حمام!!

و تا ۵ دقیقه قبل از آمدن خواستگار از مامانش میپرسه : ماااامااان من چی بپوشم !!!!!

بالاخره زنگ در به صدا در میاد (عروس فشارش افتاده پایین و از استرس داره میمیره!!!)

بعد از اینکه حال و احوالات تموم شد عروس مذکور با سینی چایی یا شربت وارد میشه!

اینجاست که قوم داماد دوتا چشم دارن , چهارتا هم قرض میگیرن و خیره میشن به عروس (البته مثل اسکنر از بالا تا پایینش را هم اسکن میکنن!)

در این مرحله مادر شوهر بیشتر از عروس حرف میکشه تا مادر عروس!!!

خیلی صحبت ها در این مرحله انجام میشه از مال و امال و کارو خانواده و رسومات فامیلی و مهریه و این جور حرفها …

بالاخره آخر مجلس مادر داماد میگه ایشالا تماس میگیریم خدمتتون و میرن!

مرحله بعد به نظر خانواده ها بستگی داره , بعضی موارد خانواده ی داماد خوشحال که مورد همینه و تا یکی دو روز بعد تماس میگیرن و خانواده ی عروس جواب منفی میده و در یعضی دیگر خانواده ی عروس خوشحال ! اما خانواده ی داماد میرن تا زنگ بزنن!!

به فرض خانواده ی داماد مجدد تماس میگیرد و خانواده ی عروس هم موافقت میکنند!

در این صورت خانواده ی داماد به همراه مادر پدر و خواهران و برادران و بزرگ فامیل با آوردن یک دسته گل به خانه ی عروس میروند

منبع
دوشیزه

This site is protected by wp-copyrightpro.com