کد خبر:8619
پ
رسم و رسوم عروسی

رسم و رسوم عروسی در کردستان

ایران پر از رسم و رسوم های قشنگ و جالب در مورد عروسیه که بعضیاشون خیلی جالب و بعضیا هم عجیب و غریب به نظر می رسن برای همین امروز با رسم و رسوم عروسی در کردستان آشنا خواهیم شد هنگامى که دخترى مورد پسند پسرى واقع مى شود, بلافاصله موضوع با پدر و در […]

ایران پر از رسم و رسوم های قشنگ و جالب در مورد عروسیه که بعضیاشون خیلی جالب و بعضیا هم عجیب و غریب به نظر می رسن برای همین امروز با رسم و رسوم عروسی در کردستان آشنا خواهیم شد

هنگامى که دخترى مورد پسند پسرى واقع مى شود, بلافاصله موضوع با پدر و در صورت فقدان پدر با دایى و عمو در میان گذارده مى شود. آنان نیز با ریش سفیدان طایفه خود تماس گرفته و از طرف ریش سفیدان, نماینده اى به خانواده دختر مراجعه مى کند. در صورتى که پدر دختر موافق این وصلت باشد, بلافاصله ریش سفیدان با پدر داماد به خانه دختر رفته, روز عقد تعیین شده و با رعایت مقررات مذهبى و سنتى مراسم عقد انجام مى شود.





به گزارش سایت دوشیزه به نقل از نشریات حوزه علمیه قم؛ روز عقدکنان , عده اى از بزرگان خانواده داماد, اسب یدک را مى آرایند و به خانه عروس مى روند و با آداب خاصى, دختر را سوار بر اسب مى کنند و به طرف خانواده داماد حرکت مى دهند و در مسیر او ساز و دهل مى زنند.
در صورتى که در مقابل دخترى که گرفته اند دخترى داده باشند, مسیر حرکت دو عروس را به گونه اى انتخاب مى کنند که در میان راه بتوانند دو عروس را مبادله کنند, یکى را تحویل بدهند و دیگرى را تحویل بگیرند.
در پى هر عروس, یک مرد و یک زن از سوى خانواده عروس, مى توانند همراه عروس به خانه داماد بروند. در میان طوایف کرد رسم است که خانواده هاى عروس و داماد هدایاى خود را فقط به پسر یا دختر (عروس و داماد) مى دهند. به این معنا که خانواده عروس, پول نقد, طلا, پارچه و گاو و گوسفندى را که مى خواهند هدیه بدهند به عروس, و خانواده داماد به داماد مى دهند و هر یک از زوجین اختیار ثروت خود را دارند. به اضافه آنکه تإمین هزینه زندگى بر عهده مرد است اما کمتر زنى در میان طوایف کرد پیدا مى شود که اختیار مالش را به همسرش ندهد, زیرا در میان این جماعت زن طلاق دادن یک ننگ است.
به محض نزدیک شدن کاروان عروس به خانه داماد, داماد و اطرافیانش, با تیراندازیهاى هوایى و حرکات نمایشى روى اسب و ساز و نقاره به استقبال عروس مى روند و او را با احترام فراوانى به خانه داماد مىآورند و مدت ۳ تا ۷ روز و شب (بسته به توان مالى داماد) در خانه داماد ضیافت است و به وسیله میوه و شیرینى و غذا از مهمانان پذیرایى مى شود و هزینه این مراسم میان اقوام داماد سرشکن مى شود.
در گذشته یکى از مراسم لازم الاجرا آزمایش نیروى بدنى داماد بود. به همین منظور نزدیکان عروس و داماد همگى سوار اسب شده و در میدان خارج روستا یا دور از حوالى سیاه چادرها دایره وار داماد را در میان مى گرفتند و به او حمله مى کردند.داماد باید با تهور و شجاعت هم خود را از حلقه محاصره نجات مى داد و هم به عروس که سوار اسب دیگرى بود, نزدیک شده, او را از روى زین اسب بلند مى کرد و ترک اسب خود مى نشاند و فرار مى کرد. اطرافیان عروس به تعقیب داماد مى پرداختند و اگر به او مى رسیدند و عروس را از او پس مى گرفتند بى لیاقتى داماد ثابت و این مراسم یک ماه بعد مجددا تکرار مى شود. داماد ناچار بود در تمام مدت به تمرین بپردازد تا اسباب سرشکستگى خانواده اش نشود.

رسم دیگرى که قبلا بوده اما این روزها تقریبا منسوخ شده این بوده که خانواده داماد در ظرفهاى بزرگ, سرکه و شیره را مخلوط مى کردند و به تعداد اطرافیان عروس قاشق چوبى فراهم مى کردند و آنان پس از خوردن سرکه و شیره قاشقهاى چوبى را به خانه عروس مى برند و این سنت کنایه از آن بوده که در خانه شوهر ترشى (سرکه) با شیرینى (شیره) همراه است و عروس باید با تلخ و شیرین زندگى همسرش بسازد.این روزها از سرکه و شیره خبرى نیست اما هنوز هم خانواده عروس قاشقهاى چوبى را از خانواده داماد مى گیرند و به خانه عروس تحویل مى دهند.
در گذشته میان ایلات و طوایف کرد, رسم چنان بود که دختران هر طایفه را به پسران همان طایفه مى دادند و به هیچ وجه راضى به ازدواج دخترشان با غیر نمى شدند.
انتخاب همسر, در میان کردان کوچ نشین, معمولا در مناطق ییلاق که چادرها را نزدیک یکدیگر بر پا مى کردند صورت مى گرفت و پسر و دختر, هنگام کارهاى جمعى و مشترک با هم آشنا مى شدند و پسر بعد از انتخاب دختر دلخواه خود موضوع را با خانواده اش در میان مى گذاشته و آنان به خواستگارى مى رفتند.
مراسم خواستگارى بدین گونه است که مادر یا خواهر داماد و یا هر دو به بهانه اى به خانه دخترى که مورد توجه پسرشان قرار گرفته مى روند, ساعتى مى نشینند و سپس بى آنکه در مورد خواستگارى حرفى بزنند, خداحافظى مى کنند و به خانه یا چادر خود برمى گردند.زن, از محسنات و احتمالا معایبى که در دختر دیده با شوهر خود صحبت مى کند و بعد در صورتى که محاسن عروس بر معایب او بچربد, پدر تصمیم مى گیرد دختر را براى پسرش خواستگارى کند و در روزى که ساعت مناسب است, پدر داماد به اتفاق چند نفر از بزرگتران طایفه به دیدن پدر دختر مى روند و با او مذاکره مى کنند.
در صورتى که پدر دختر به دلایلى با این ازدواج مخالف باشد, بهانه مىآورد و پذیرایى مناسبى از خواستگاران نمى کند اما اگر نظر موافق داشته باشد از همان دیدار در جلسه در مورد شیربها و مهریه ـ که عبارت از مقدارى پول, چند رإس گوسفند و مقدارى پارچه است ـ صحبت مى شود. در مورد جهیزیه که رخت و رختخواب و فرش و ضروریات زندگى است نیز به توافق مى رسند و پس از آن تاریخ عقد نامزدى و عروسى را معین مى کنند.

منبع
دوشیزه

This site is protected by wp-copyrightpro.com